GhasedakOnline.com

First Page








  Shrink Font Grow Font  Aug 1, 2004

«دانش‌جویان ایرانی را دیگر راه ندهید»


 یاسر کراچیان
 دانش‌جوی فیزیک دانشگاه تورنتو

بعد از مدت‌ها بی‌خبری درباره‌ی ماجرای زهرا کاظمی اولین مطلبی که در نشریات کانادا منتشر شد مربوط به ۱۰ ژوییه‌ بود که از برگزاری مراسم سالگرد کشته‌شدن زهرا کاظمی در مونترال نوشتند. استفان هاشمی فرزند زهرا کاظمی در این مراسم به انتقاد از دولت کانادا پرداخت و این که تا حالا دولت کانادا هیچ چیزی به دست نیاورده است. او می‌گفت مثال‌های زیادی است که کانادا در موارد مختلف اقدام خاصی نکرده است و تنها از سوی ایران تحقیر شده‌است. در این میان روزنامه‌ها سخن یک مقام مسوول کانادا را نقل کردند که می‌گفت اگر چه مذاکرات با ایران به نظر خسته کننده و بی حاصل بیاید ولی باید در نظر داشت که اعتراض خشن‌تر ممکن است پیشرفت را حتی کندتر کند.

روزنامه‌ی تورنتواستار از نامه‌ی بیل گراهام وزیر امور خارجه‌ی کانادا به همتایش کمال خرازی نوشت. نامه‌ای که گراهام در آن به تیره‌شدن روابط ایران و کانادا بعد از ماجرای زهرا کاظمی اشاره کرده بود. در بخشی از نامه گراهام با اشاره به کشته شدن کیوان تابش توسط پلیس ونکوور، مقایسه‌ی آن را با ماجرای زهرا کاظمی مقایسه‌ی سیب و پرتقال دانست. به گمان گراهام هیچ شباهتی بین تیراندازی به جوانی که ماشه را به سوی یک افسر پلیس نشانه گرفته و کشتن یک زن غیرمسلح در دوران بازجویی و در زندان پس از بازداشتی غیرقانونی وجود ندارد.

روزنامه‌ی گلوب‌اندمیل هم در مقاله‌ای به ماجرای کیوان تابش پرداخت. این روزنامه صحبت از یک رسم کهنه کرد که در آن دولت‌های استبدادی برای انحراف کردن دیگران از نقض حقوق بشر در کشور خود، به اتهام کردن کشورهای دیگر به مسایل مشابه می‌پردازند. شوروی در گذشته آمریکا را به بدرفتاری با سیاهان و آفریقای جنوبی در دوران آپارتاید کانادا را به بدرفتاری با بومی‌ها متهم می‌کردند. حالا ایران هم برای سریوش گذاشتن بر کشتن زهرا کاظمی ماجرای کیوان تابش را مطرح می‌کند. گلوب‌اندمیل ادامه داد که حتی اگر این دو ماجرا به هم مربوط هم باشند مقایسه‌ی رفتار ایران و کانادا در این دو حالت می‌تواند جالب باشد. کانادا در ماه دسامبر گذشته حتی به یک گروه حقوق بشر اسلامی از ایران اجازه داد که بیایند و ماجرای کیوان تابش را کاملا بررسی کنند.


با نزدیک شدن دادگاه روزنامه‌ها از قول بیل گراهام نوشتند که او هنوز جوابی از دولت ایران در این‌باره که آیا کانادا می‌تواند سه ناظر به دادگاه بفرستد یا نه دریافت نکرده است. گراهام گفته بود که به نظر می‌آید ایران حاضر نیست قبول کند. سرانجام نقل شد که گراهام از طریق مطبوعات متوجه شده که ایران به ناظرها اجازه‌ی حضور در دادگاه را نمی‌دهد و این زمانی بود که کانادا تصمیم گرفت برای بار دوم سفیرش را از ایران فرا بخواند. گراهام گفت که عدالت در پشت درهای بسته محقق نمی‌شود. روزنامه‌ها از قول او حتی نوشتند که خاتمی هم گفته است که اطمینان ندارد محاکمه‌ عادلانه باشد.

پس از این که دولت کانادا سفیر خود را فراخواند، سفیر ایران در کانادا را به وزارت امور خارجه احضار کرد. روزنامه‌های کانادا از واکنش موسوی سفیر ایران در کانادا نوشتند. موسوی از واکنش زودهنگام کانادا انتقاد کرده بود و خواسته بود که کانادا فرصت بیشتری بدهد. او گفت که شکی ندارد که ایران عدالت را در این ماجرا اجرا می‌کند. موسوی گفت که تصمیم برای راه ندادن به ناظرهای کانادایی از سوی قاضی پرونده بوده و نه دولت ایران. در حالی که گراهام از خرازی نقل کرده بود که این تصمیم در واکنش به تبرئه‌ی پلیس قاتل کیوان تابش بوده است. در یکی از همان روزها استفان هاشمی و عده‌ای دیگر به نشانه‌ی اعتراض در بیرون ساختمان سفارت ایران در اتاوا دست به تحصن زده بودند.

در همین روزها تورنتواستار سرمقاله‌ای نوشت با عنوان «توهین ایران به عدالت» و خواست که کانادا علاوه بر فراخواندن سفیر خود موضوع را به سازمان ملل و دادگاه بین‌المللی ارجاع دهد. تورنتواستار به همین هم بسنده نکرد و خواست که آمدن مقامات ایرانی به کانادا سخت‌تر شود. قالی، خاویار و پسته‌ی ایران دیگر به کانادا نیاید و در پذیرش دانش‌جویان ایرانی تجدیدنظر شود. به عقیده‌ی تورنتواستار تاکنون مقامات ایرانی تنها کانادا را تحقیر کرده‌اند و حال زمان این رسیده که این تحقیر برگردانده شود.

استفان هاشمی به انتقاد از کانادا در ناکافی بودن فراخواندن سفیر پرداخت و گفت که کانادا این کار را یک بار قبلا هم کرده بود و فایده‌ای نداشت. البته استفان بعد از دیدار با بیل گراهام گفت که منظورش تحریم اقتصادی هم نیست چرا که تحریم فقط به مردم آسیب می‌رساند نه به دولت. او گفت که گراهام هم در این زمینه با او موافق است که تحریم این مشکلات را دارد.


تورنتواستار در مقاله‌ای با اشاره به شیرین عبادی، بودن او به‌عنوان وکیل خانواده‌ی زهرا کاظمی را بهترین امید کانادا در این ماجرا دانست. در عین حال که اظهار امیدواری کرد پذیرش عبادی از سوی ایران صرفا هدف سیستم قضایی برای کاستن خشم کانادا از نپذیرفتن ناظر نباشد.

سرانجام جلسه‌ی اول دادگاه برگزار شد در حالی که فیلیپ مک‌کونین، سفیر کانادا در ایران هم اجازه‌ی حضور در دادگاه را پیدا کرد. پل مارتین، نخست‌وزیر کانادا در یک کنفرانس مطبوعاتی از این که برخورد قاطع بیل گراهام باعث شده  دولت ایران به سفیر کانادا اجازه‌ی شرکت در دادگاه دهد اظهار خوشحالی کرد. این در حالی بود که استفان از ایران انتقاد کرد که نگذاشته وکیل کانادایی او در دادگاه حاضر شود. تقاضای ویزای جان توری، وکیل استفان هیچ‌گاه از سوی سفارت ایران جواب داده نشد. هم‌چنین استفان ضمن نمایش خواندن ماجرا از کانادا انتقاد کرد که چرا سه روز پس از فراخواندن سفیر او هنوز در ایران است. سخن‌گوی وزارت امور خارجه هم در جواب به زمان لازم برای بستن بار و تهیه‌ی بلیت اشاره کرد. او گفت حال که ایران اجازه داده است سفیر در دادگاه شرکت کند او نیز در ایران می‌ماند تا این شانس آخر را امتحان کند.

در همین روزها تورنتواستار نامه‌ای را از یکی از خوانندگانش منتشر کرد با این عنوان که «حقوق بشر را در کانادا هم رعایت کنید». اشاره‌ی نویسنده‌ی نامه به در زندان بودن پنچ مسلمان در کانادا به دلایل امنیتی و بدون رعایت استانداردهای حقوق بشری بود. در نامه آمده بود که هر وقت ما توانستیم مسایل خانه‌ی خودمان را حل کنیم بعد به کشورهای دیگر می‌توانیم بگوییم که چه کار کنند.

جلسه‌ی بعد دادگاه ناگهان همه چیز عوض شد. روزنامه‌ها نوشتند که سفیر کانادا  ۹۰ دقیقه پشت درهای دادگاه زیر آفتاب انتظار کشید و سرانجام به دادگاه راه داده نشد. دادگاه نیز ناگهان به پایان رسید بدون این که شاهدهای جدیدی را احضار کند. پس از این ماجرا کانادا فورا سفیر خود را از ایران فراخواند. بیل گراهام هم گفت که از برگزاری این دادگاه وقیح متاسف است اگر چه تعجب نکرد.

روزنامه‌های کانادا هم‌چنین به توقیف دو روزنامه در ایران به دلیل تلاش برای انتشار گزارش دادگاه‌ها اشاره کردند. هم‌چنین سخنان خبرنگاران با رمضان‌زاده سخن‌گوی دولت را منعکس کردند که از فشار دادستان تهران برای عدم انتشار بخش‌هایی از گزارش دادگاه شکایت کرده بودند.

روزنامه‌های کانادا به سخنان آصفی هم اشاره کردند که گفته بود فکر نمی‌کند ماجرای زهرا کاظمی تاثیری بر روابط دو کشور بگذارد چرا که او یک ایرانی است و مساله به کانادا ارتباطی ندارد. همین مساله‌ بهانه‌ی مقاله‌ی تورنتواستار شد که نوشت سخن‌گوی وزارت امور خارجه‌ی ایران در سیاره‌‌ی دیگری زندگی می‌کند اگر خیال می‌کند پایان این گونه‌ی دادگاه زهرا کاظمی تاثیری بر روابط ایران و کانادا نخواهد داشت. تورنتواستار از کانادا خواست که دیپلمات‌های ایرانی را هم اخراج کند.

پس از چند روز روزنامه‌های کانادا از تبرئه‌ی مامور وزارت اطلاعات به حکم دادگاه نوشتند. روزنامه‌ها اشاره کردند به دیه‌ی ۲۴۰۰۰ دلاری که دادگاه گفته بود به خانواده‌ی زهرا کاظمی پرداخت شود. همه‌ی روزنامه‌ها نوشتند که این مقدار پول، نصف مقداری است که اگر کاظمی مَرد بود به وی پرداخت می‌شد. وکیل استفان پرداخت دیه آن هم این مقدار را توهینی گستاخانه خواند و گفت که خانواده‌ی زهرا کاظمی این پول را هرگز قبول نمی‌کنند. او گفت که از نتیجه‌ی دادگاه اصلا متعجب نیست. تنها عدالتی که او از دادگاه  انتظار داشته بی‌عدالتی بوده است. به نظر جان توری موضوع باید به دادگاه بین‌المللی برود و حتی محکومیت ایران در سازمان ملل هم هیچ فایده‌ای ندارد. راه حل ماجرا چیزی بیش از تقاضا کردن از ایران برای انجام دادن یا ندادن فلان کاری باید باشد. به نظر وکیلِ پسرِ زهرا کاظمی ایران تنها در این خیال است که بتواند یک دوره‌ی کوتاه و موقتِ روابط تیره با کانادا را تا وقتی که ماجرا مشمول مرور زمان شود سپری کند.  

در روزی که جلسه‌ی دوم و آخر دادگاه برگزار شد، بیل گراهام دیگر وزیر امور خارجه نبود. پل مارتین در تغییراتی که به کابینه داده بود، پتی‌گرو را به وزارت امور خارجه آورد. به دنبال انشای حکم دادگاه، وزیر جدید اعلام کرد که از ایران می‌خواهد ماجرا را دوباره بررسی کند. پتی‌گرو در جواب این سوال که آیا کانادا آماده است سفیر ایران را اخراج کند جواب منفی داد و گفت که هنوز آن‌ها به این نقطه نرسیده‌اند. استفان در واکنش به این صحبت‌ها آن را افتضاح خواند و گقت که از فشار آوردن بر دولت کانادا دیگر خسته شده است. او گفت که وقتی با دولت کانادا حرف می‌زند احساس می‌کند با هوا دارد صحبت می‌کند. او از کانادا خواست روابط دیپلماتیک‌اش را با ایران قطع کند و موضوع را به دادگاه بین‌المللی ارجاع دهد. سفیر ایران در کانادا نیز باید اخراج شود و درِ سفارت بسته شود. استفان اقداماتی که کانادا تاکنون انجام داده را اصلا راضی‌کننده ندانست.

گلوب‌اندمیل در مقاله‌ای نوشت که زمان آن رسیده کانادا خشم خود را کاملا نشان دهد. این روزنامه نوشت که کانادا باید سطح روابطش را با ایران کاهش دهد و در قدم بعدی به تجدیدنظر در روابط تجاری بپردازد. این روزنامه نظر استاک‌وِل‌دی، تحلیلگر سیاست خارجی حزب محافظه‌کار، حزب اپوزیسیون را نیز نوشت که از دولت کانادا خواسته بود تا سازمان ملل را برای انتشار یک قطعنامه‌ی سنگین علیه ایران مجاب کند.

در عین حال گلوب‌اندمیل مقاله‌ای را از سفیر سابق کانادا در کشورهای خاورمیانه منتشر کرد که نظری متفاوت را مطرح می‌کرد. به نظر نویسنده هر چقدر همه دوست داشته باشند کانادا در دفاع از مواردی چون زهرا کاظمی جدی باشد، اما به هر حال مسایل شهروندان دوملیتی نباید سیاست خارجی کانادا را تعیین کند. برای نمونه در مورد ایران تحریم هیچ فایده‌ای ندارد و فقط به ضرر کانادا خواهد بود. تحریم تنها هنگامی که از سوی همه‌ی کشورها دنبال شود مفید است. تعطیلی سفارت هم مفید نیست و تنها باعث می‌شود در موارد بعدی همین سفارت هم نتواند برای حل مسایل مشابه کمک کند.

گلوب‌اندمیل یادداشت دیگری را نیز از یک استاد حقوق بین‌الملل دانشگاه اتاوا در این‌باره منتشر کرد. یادداشتی که با یک نگاه مایوسانه مشکلات حقوقی دفاع از شهروندان دوملیتی را مطرح می‌کرد و در جایی دیگر ارجاع پرونده به دادگاه بین‌المللی را نیز به لحاظ حقوقی دچار مشکل ارزیابی می‌کرد.

و سرانجام روزنامه‌های کانادا اطلاعیه‌ی دادگستری تهران را منتشر کردند که گفته بود ضربه به سر زهرا کاظمی شاید به این دلیل باشد که او به خاطر نخوردن غذا سرگیجه گرفته و افتاده باشد. جان توری این اطلاعیه را مضحک خواند و گفت که اصلا ارزش ندارد درباره‌‌اش اظهارنظر کرد. به نظر او درخواست تجدیدنظر به دادگاه هم هیچ فایده‌ای ندارد.

روزنامه‌ی تورنتواستار نظر معاون سابق وزیر امور خارجه‌ی کانادا را منعکس کرد که می‌گفت کانادا در عمل هیچ ابزار قدرتی برای واکنش علیه ایران ندارد. همه‌ی مواضع دولت کانادا بیشتر بلوف سیاسی و بی‌تاثیر است. مثلا فراخواندن سفیر ممکن است باعث ‌شود کانادایی‌ها احساس بهتری بکنند ولی نباید خیال کنند که فایده‌ای عملی‌ هم دارد. این روزنامه در همان روز سرمقاله‌ی خود را نیز به موضوع زهرا کاظمی اختصاص داد. در این سرمقاله که عنوانش بود «تهران باید خشمِ کانادا را احساس کند» تورنتواستار نوشته بود که دنیا به دولتِ جدید کانادا و وزیر امور خارجه‌ی جدید آن نگاه می‌کند تا ببیند چگونه با مساله‌ی زهرا کاظمی برخورد می‌کنند. پتی‌گرو اکنون دودل به نظر می‌آید و نمی‌داند که قدم بعدی‌اش چه باید باشد چه او مصاحبه‌ی مطبوعاتی‌اش را هم لغو کرد. تورنتواستار سپس نوشت اگر چه اقداماتی که کانادا می‌تواند انجام دهد محدود است ولی از همه‌ی آن‌ها باید استفاده شود. فشار به سازمان ملل برای محکوم کردن ایران، ارجاع پرونده به دادگاه بین‌الملل، محدود کردن تجارت با ایران، محدود کردن واردات پسته، قالی و خاویار، محدود کردن ویزا برای مقامات ایرانی و در نهایت تجدید نظر در میزبانی دانش‌جویان ایرانی. دانش‌جویانی که تعدادشان در میان بقیه‌ی کشورهای خارجی با ۱۲۰۰ نفر در سال بیشترین است. همین جمله‌ی آخر در مورد محدود کردن ویزا برای دانش‌جویان ایرانی کافی بود که تعداد زیادی نامه‌ی اعتراضی از سوی خوانندگان برای این روزنامه فرستاده شود. تورنتواستار در روزهای بعد چهار تا از این نامه‌ها را منتشر کرد. نامه‌هایی که به این روزنامه یاد‌آوری می‌کردند زهرا کاظمی برای عکس گرفتن از خانواده‌ی دانش‌جویان ایرانی دربند رفته بود که بازداشت شد.

در میان همه‌ی نامه‌هایی که به تورنتواستار نوشته شده بود یکی هم بود از یک کارمند بازنشسته‌ی دادگستری ایران که به دولت کانادا یادآوری می‌کرد در موضع‌گیری‌هایش مبادا تصور کند که در ایران حکومت قانون وجود دارد.



.:top:.




Printable Version
Send Comments
Archive